فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار درباره وبلاگ سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد. آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان یک شنبه 27 اسفند 1391برچسب:, :: 13:49 :: نويسنده : هیچی!
ابن شهر آشوب از عمّار بن ياسر روايت كرده است كه: چون در ابتداي خلافت، به منبر بالا رفت به ما گفت: قُومُوا فَتَخَلُّوا الصُّفُوفَ؛ وَ نَادُوا هَلْ مِن كَارِه؟!
«برخيزيد! و در بين صفهاي نماز در مسجد گردش كنيد! و مردم را صدا بزنيد كه: آيا كسي از روي اكراه و ناخشنودي بيعت كرده است؟!» مردم از هر جانب فريادهاي خود را در هم انداخته، و بلند بلند ميگفتند: اللَهُمَّ قَدْ رَضينَا وَ أسْلَمْنَا وَ أطَعْنَا رَسُولَكَ؛ وابْنَ عَمِّهِ! «بار پروردگارا! ما همگي راضي هستيم به بيعت با او، و تلسيم ميباشيم؛ و از رسول تو و پسر عموي رسول تو اطاعت مينمائيم.» آنگاه حضرت گفتند: اي عمّار! برخيز؛ و برو به بيت المال؛ و به هر انساني از آن مالها سه دينار بده، و براي من هم سه دينار كنار بگذار! عمّار و أبُوالهَيْثَم با جماعتي از مسلمين به بيت المال رفتند؛ و أميرالمؤمنين عليه السّلام به مسجد قُبا رفتند؛ تا در آن نماز بخوانند. عمّار و أبوالهيثم با آن جماعت كه به بيت المال آمدند؛ در آنجا سيصد هزار دينار يافتند؛ و مردمي كه بايد به آنها آن مال را تقسيم كنند؛ يكصد هزار نفر بودند. عمّار گفت: جَاءَ وَاللهِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ! وَاللهِ مَا عَلِمَ بِالْمَالِ؛ وَ لَا بِالنَّاسِ؛ وَ إنَّ هَذِهِ الايَةَ وَجَبَتْ عَلَيْكُمْ بِهَا طَاعَةُ هَذَا الرَّجُلِ. فَأبَي طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ وَ عَقِيلٌ أَنْ يَقْبَلُوهَا ـ القصّة [420]. «سوگند به خدا كه اين آيه و نشانۀ حقّي است كه از پروردگار شما آمده است! به خدا قسم عليّ مقدار مال را نميدانست. و مقدار مردم را هم نميدانست. وبواسطۀ همين نشانه و علامتي كه به ظهور پيوست؛ طاعت اين مرد بر شما واجب آمد. وليكن طلحة و زُبَير و عَقيل از قبول كردن اين آيه و نشانه امتناع ورزيدند ـ تا آخر داستان.» پيوندها
|
|||
![]() |